دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
377
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
شانزدهم به حد كمال رسيده بود . قاليهاى مصور نمايانگر هردو نوع قالى يعنى طرح ترنج و طرح پيچك است ولى با روشنى و صراحت كافى رنگآميزى نشده تا آنها را به زير گروهها نسبت دهيم و تاريخ و خاستگاه توليد آنها را بازيابيم . ازاينرو بايد به دو نسخه خطى از سالهاى 3 - 1522 و 1542 م . اتكاء كنيم و سبكى كه در زمان شاه عباس در ربع اول سده هفدهم توسعه يافت و نمونههايى از اين سبك قاليهاى اوليه « زرباف ايرانى » بود و آشكارا با سبك قاليچههاى زمان شاه طهماسپ و دو نمونه تقريبا قديمى از سالهاى 70 - 1660 م . فرق داشت . در اين چارچوب مىتوان قاليهائى را تاريخگذارى كرد كه داراى معيارهاى سبكشناختى مشابهى هستند و بدين منظور مىتوان دقت در طراحى و مهارت و استادى و شكلبندى و مرحله تكامل اشكال نمونهاى را در نظر گرفت . ذهنيت برخاسته از اين داوريها مىرساند كه چرا متخصصان مختلف ارزيابى متفاوتى از قاليهاى نمونه ارائه دادهاند . خاستگاه تعيين خاستگاه قاليها چندان دشوار نيست يعنى براساس طرح و ويژگيهاى فنى قاليهاى دوره صفوى مىتوان آنها را به مراكز بافت خاص خودشان نسبت داد . چند كتيبهاى كه در دست است چندان كمكى نمىكنند . مسلما قالى اردبيل حاوى كلمات « توليدى . . . مقصود كاشان » و قالى ابريشمى آرامگاه حضرت معصومه قم داراى كلمات « عمل استاد نعمت اللّه جوشقانى » است امّا اين بدان معنى نيست كه خاستگاه قاليبافان همان باشد كه روى قالىها آمده و يا قالىها در آن مكان توليد شده است . چون قاليهاى صفوى بايد از توليدات كارگاههاى عظيمى باشد كه تحت نظارت و حمايت دربار بودند ، ازاينرو گمان مىرود كه اين قاليها را بيوتات پايتختهاى متوالى آنها توليد كرده باشند . شاه اسماعيل اول ( 24 - 1501 م . ) در سال 1501 م . تبريز را فتح و در آنجا تاجگذارى كرد . در سال 1548 م . در زمان شاه عباس ( 1629 - 1587 م . ) اصفهان به پايتختى برگزيده شد . بعيد نيست كه قاليهاى تبريز تحت نفوذ هنر بهزاد بافته مىشده است . در اواخر سال 1700 م . فرانتس كاسپار شيلينگر ( Frantz Caspar Schillinger ) به قاليهاى سفتبافتى اشاره مىكند كه در شهر فروخته مىشده است « 1 » . تعجب اينجاست كه از اين زمان به بعد ديگر نمىتوان از قاليهاى قزوين سراغى گرفت هرچند دربار چهل سال بود كه در آنجا مستقر
--> ( 1 ) - شيلينگر ، ص 149 .